اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة

 پیامبر اکرم(ص) فرمودند «اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة»

.امام حسین(ع) از ازل همان چراغ هدایتی است که مسیر هدایت به صراط‌ مستقیم را روشن کردند و بر اساس این حدیث هر کس در هر زمان و مکانی توفیق هدایت به سوی صراط مستقیم را یافت، مدیون امام حسین علیه‌السلام و وجه مصباح هدایتی حضرت است. چقدر زیباست که از این وجه به آیه «إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» نگاه شود که در این صورت نماز خودمان را با امام حسین (علیه‌السلام) گره زده‎ایم، به این صورت که شرط هدایت به صراط‌المستقیم، بهره از وجه مصباح الهدایی امام حسین(ع) است.

خطبه بدون الف امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

حمدت و عظمت من عظمت منته و سبغت نعمته و سبقت رحمته غضبه و تمت کلمته و نفذت مشیئته و بلغت قضیته، حمدته حمد مقر لربوبیته، متخضع لعبودیته، متنصل من خطیئته، معترف بتوحیده، مؤمل من ربه مغفرة تنجیه، یوم یشغل عن فصیلته و بنیه و نستعینه ون سترشده و نستهدیه و نؤمن به و نتوکل علیه و شهدت له تشهد مخلص موقن و فردته تفرید مؤمن متیقن و وحدته توحید عبد مذعن، لیس له شریک فى ملکه و لم یکن له ولى فى صنعه، جل عن مشیر و وزیر و عو ن و معین و نظیر، علم فستر و نظر فخبر و ملک فقهر وعصى فغفر و حکم فعدل، لم یزل و لن یزول لیس کمثله شى ء و هو قبل کل شى ء و بعد کل شى ء، رب متفرد بعزته متمکن بقوته متقدس بعلوه متکبر بسموه، لیس یدرکه بصر و لیس یحیطه به نظر، قوى منیع بصیر سمیع حلیم حکیم رؤوف رحیم، عجز عن وصفه من یصفه و ضل عن نعته من یعرفه، قرب فبعد و بعد فقرب یجیب دعوة من یدعوه وى رزقه و یحبوه، ذو لطف خفى و بطش قوى و رحمة موسعة و عقوبة موجعة، رحمته جنة عریضة مونقة و عقوبته جحیم ممدودة موبقة، وش هدت ببعثه محمد عبده و رسوله و صفیه و نبیه، و خلیله و حبیبه صلى الله علیه ربه صلوة ت حظیه و تزلفه و تعلیه و تقربه و تدنیه، بعثه فى خیر عصر و حین فترة و کفر و رحمة لعبیده و منة لمزیده، ختم به نبوته و وضح به حجته فوعظ و نصح و بلغ و کدح، رؤؤف رحیم ب کل مؤمن، رضى ولى زکى، علیه رحمة و تسلیم و برکة و تکریم من رب غفور رحیم قریب مجیب. وصیتکم جمیع من حضر بوصیة ربکم و ذکرتکم سنة نبیکم، فعلیکم برهبة تسکن قلوبکم و خشیة تذرى دموعکم و تقیةتنجیکم قبل یوم یذهلکم و یبلیکم، یوم یفوز فیه من ثقلت وزن حسنته و خف وزن سیئته، و لتکن مسئلتکم و ملقکم مسئلة ذل و خضوع و شکر وخشوع و توبة و نزوع و ندم و رجوع ولیغتنم کل مغتنم منکم صحته قبل سقمه و شبیبته قبل هرمه و کبره و فرصته و سعته و فرغته قبل شغله و غنیته قبل فقره و حضره قبل سفره، من قبل یهرم و یکبر ویمرض و یسقم و یمله طبیبه و یعرض عنه حبیبه و ینقطع عمره و یتغیر لونه و یقل عقله قبل قولهم: هو موعوک و جسمه منهوک، قبل جده فى نزع شدید و حضور کل قریب و بعید قبل شخوص بصره و طموح نظره و رشح جبینه و خطف عرنینه و سکون حنینه و حدیث نفسه و بکى عرسه و یتم منه ولده و تفرقت عنه عدوه و صدیقه و قسم جمعه وذهب بصره و سمعه و کفن و مدد و وجه و جدد و عرى و غسل و نشف و سجى و بسط له و هیى و نشر علیه کفنه و شد منه ذقنه و قمص وعمم و ودع و سلم و حمل فوق سریره و صلى علیه و نقل من دورمزخرفة و قصور مشیدة و حجر منجدة فجعل فى ضریح ملحودضیق، مرصود بلبن منضود، مسقف بجلمود و هیل علیه عفره و حثى علیه مدره و تحقق حذره و نسى خبره و رجع عنه ولیه و صفیه و ندیمه و نسیبه وتبدل به قریبه و حبیبه فهو حشو قبر و رهین قفر، یسعى فى جسمه دود قبره و یسیل صدیده على صدره و نحره، یسحق برمته لحمه و ینشف دمه و یرم عظمه حتى یوم حشره و نشره فینشر من قبره و ینفخ فى صدره و یدعى بحشره و نشوره، فثم بعثرت قبور و حصلت سریرة صدور و جیى ء بکل نبى و صدیق و شهید و نطیق و قعد للفصل رب قدیر، بعبده بصیر خبیر فکم من زفرة تعنیه و حسرة تقصیه فى موقف مهیل و مشهد جلیل بین یدى ملک عظیم، بکل صغیرة و کبیرة علیم، حینئذ یلجم عرقه و یحصره قلقه، عبرته غیر مرحومة و صرخته غیر مسموعة و حجته غیر مقبولة، تنشر صحیفته و تبین جریرته، حیث نظرفى سوء عمله و شهدت عینه بنظره و یده ببطشه و رجله بخطوه وفرجه بلمسه و جلده بمسه و تهدده منکر و نکیر و کشف عن حیث یصیر، فسلسل جیده و غلغل ملکة یده و سیق یسحب وحده، فوردج هنم بکرب و شدة و ظل یعذب فى جحیم و یسقى شربة من حمیم تشوى وجهه و تسلخ جلده و تضرب زبنیته بمقدم من حدید یعود جلده بعدن ضجه کجلد جدید، یستغیث فتعرض عنه خزنة جهنم و یستصرخ فلم یجب ندم حیث لم ینفعه ندمه، یعوذ برب قدیر من شر کل مصیر ونسئله عفو من رضى عنه و مغفرة من قبل منه، فهو ولى مسئلتى ومنجح ط لبتى فمن زحزح عن تعذیب ربه جعل فى جنته بقربه و خلد فى قصور مشیدة و ملک حور عین و حفدة و طیف علیه بکؤس و سکن ح ظیرة قدس فى فردوس و تقلب فى نعیم و یسقى من تسنیم وش رب من سل سبیل قد مزج بزنجبیل ختم بمسک، مستدیم للملک، مستشعرللسرور و یشرب من خمور فى روض مغدق لیس ینزف عقله، هذه منز لة من خشى ربه و حذر نفسه و تلک عقوبة من عصى منشئه وس ولت له نف سه معصیته فهو قول فصل و حکم عدل، قصص قص وو عظ نص، تنزیل من حکیم حمید نزل به روح قدس منیر مبین، من عند رب کریم على قلب نبى مهتد رشید و سید صلت علیه رسل سفرة، مکرمون بررة، عزت برب علیم حکیم قدیر رحیم، من شر عدو لعین رجیم، یتضرع متضرعکم و یبتهل مبتهلکم و نستغفر رب کل مربوب لى و لکم. ثم قرأ امیر المؤمنین الآیة الکریمة: «تلک الدار الاْخرة نجْعلها للذین لا یریدون علواً فى الأرض و لا فساداً و العاقبة للمتقین

خطبه بدون نقطه امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَأحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً. اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها. هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ادامه نوشته

حق تلاوت چیست؟

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌

الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُولٰئِکَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَکْفُرْ بِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ‌ (بقره_121)

حق تلاوت چیست؟

این تعبیر تعبیر پر معنائی است و خط روشنی برای ما در برابر قرآن مجید و کتب آسمانی مشخص می سازد، چرا که مردم در برابر این آیات  الهی چند گروهند:

  • گروهی تمام اصرارشان بر ادای الفاظ و حروف از مخارج آن است. آنها دائماً در فکر وقف و وصل و حروف یرملون و شدّ و مدّند و کمترین اهمیتی به محتوی و معنی، تا چه رسد به عمل کردن به آن، نمی دهند، به گفته قرآن اینها همانند حیوانی هستند که کتاب هائی بر او حمل شده باشد. ( کَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً جمعه_5)
  • گروهی دیگر از الفاظ فراتر رفته و در معانی دقت می کنند و در ریزه کاری ها و نکات قرآن می اندیشند و از علوم آن آگاهند اما از عمل خبری نیست!
ادامه نوشته

حدیث منزلت علی علیه السلام

أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی.

تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود

حدیث منزلت روایتی که جایگاه امام علی(ع) را نسبت به پیامبر اکرم(ص)، همانند جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی معرفی می‌کند. این حدیث از احادیث مشهور نبوی و مورد قبولِ عالمان شیعه و اهل سنت است. عالمان شیعه به این حدیث برای اثبات جانشینی حضرت علی(ع) پس از پیامبر و نیز برتری موقعیت ایشان بر دیگر اصحاب استدلال می‌کنند. از نظر عالمان شیعی این حدیث متواتر است.

این حدیث در مناسبت‌های مختلف از پیامبر (ص) شنیده شده که مهم‌ترین آن‌ها در جنگ تبوک است. مشهورترین نقل‌ این حدیث آن است که پیامبر اکرم (ص) خطاب به علی (ع) فرمود: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود.»

ادامه نوشته

آیاتی که امام حسین در زمان عزیمت به کوفه وکربلا می خواندند

 با تحقیق در منابع تاریخی و حدیثی چنین بر می‌آید که امام حسین(ع) در مسیر حرکتشان از مدینه تا کربلا در جایگاه‌های مختلف به تناسب آیاتی را تلاوت فرمود که در دو قسمت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا بیان می‌شود.

الف. آیاتی که امام حسین(ع) هنگام خروج از مدینه و رهسپار شدن به سوی مکه خواندند، عبارت‌اند از:
۱- در شب یک‌شنبه بیست و هشتم ماه رجب، هنگام خروج از مدینه و رهسپار شدن به سوى مکّه که فرزندان، برادرزادگان و برادرانش نیز با بیشتر خاندانش همراه او بودند جز برادرش محمّد ابن حنفیّه؛ این آیه شریفه را قرائت فرمود:[۱] «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی‌ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»؛ [۲] موسى ترسان و نگران از آن‌جا بیرون رفت [در حالى که] می‌گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستم‌کاران نجات بخش». طبق این آیه؛ حضرت موسی(ع) برای رهایی از شرّ فرعونیان از مصر به سوی مدین خارج شد. [۳] امام حسین(ع) با خواندن این آیه حال خروج خود را از شهر مدینه به حال خروج حضرت موسی(ع) از مصر تشبیه کرده که آن‌حضرت از ترس فرعون مصر ناچار به ترک شهر و دیار و فرار از شهر گردید، و امام حسین(ع) نیز به خاطر فرعون زمان خود مجبور به ترک دیار و خانه و کاشانه خود شد.

۲-  وقتی آن‌حضرت در ماه شعبان داخل در مکه شد، این آیه شریفه را خواند:[۴] «وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ قالَ عَسى‌ رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنی‌ سَواءَ السَّبیل»؛ [۵] و چون به سوى [شهر] مَدْیَن رو نهاد [با خود] گفت: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند».

ب. آیاتی که امام حسین(ع) در مسیر رهسپار شدن به سوی عراق و کربلا به مناسبت‌هایی قرائت فرمود، به شرح زیر است، و گفتنی است که امام حسین(ع) در این مسیر به کوفه نرفت.

۳- وقتى امام حسین(ع) از مکّه بیرون آمد، فرستادگان عمرو بن سعید بن عاص به فرماندهی یحیى بن سعید راه آن‌حضرت را گرفتند و گفتند: «بازگرد! کجا می‌روى؟» امّا امام حسین(ع) مقاومت کرد و روان شد و دو گروه به جلوگیری همدیگر پرداختند و تازیانه‌ها به یکدیگر زدند. حسین(ع) و یاران آن‌حضرت به سختى مقاومت کردند. پس از آن، امام حسین(ع) به راه خویش رفت که بر او فریاد زدند: «اى حسین! مگر از خدا نمی‌ترسى؟ از جماعت بیرون می‌شوى و میان این امّت تفرقه می‌اندازی!»، امام حسین(ع) این آیه شریفه را خواند:[۶] «لِی عَمَلِی وَ لَکُمْ عَمَلُکُمْ أَنْتُمْ بَرِیئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِی‌ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ»؛ عمل من براى من، و عمل شما براى شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شما انجام می‌دهید بیزارم!

۴- در اثنای سفر امام حسین(ع) به عراق خبرهای ناگواری به امام(ع) رسید که کشته شدن جناب مسلم بن عقیل، هانی، قیس بن مسهر صیداوی و عبدالله بن یقطر از آن جمله بود. [۷] وقتى خبر شهادت قیس بن مسهر صیداوی را به حضرت امام حسین(ع) دادند، چشم‌هایش پر از اشک شد و این آیه شریفه را تلاوت کردند:[۸] «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‌ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلا»؛ [۹] در میان مؤمنان مردانى هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند بعضى پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضى دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلى در عهد و پیمان خود ندادند.

۵- عبد الله و منذر اسدی وقتی در ثعلبیه [۱۰] به امام حسین(ع) خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی را دادند، امام(ع) فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»؛ [۱۱] ما از آنِ خدائیم و به سوى او بازمی‌گردیم. و امام(ع) و پیوسته این جمله را تکرار مى‌فرمود. [۱۲]

۶- پس از آن‌که عبید الله بن حرّ جعفی دعوت امام حسین(ع) را نپذیرفت و گفت اسبم را به شما هدیه می‌دهم، امام از وی روى گرداند و فرمودند: «حال که در راه ما از نثار جان دریغ می‌کنى، ما نیز به مال تو نیازى نداریم»، سپس این آیه را تلاوت فرمود:[۱۳] «وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً»؛ [۱۴] و من هیچ‌گاه گمراه‌ کنندگان را دستیار خود قرار نمى‌دهم!».

[۱]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۳۵، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج ۱، ص ۴۳۵، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
[۲]. قصص، ۲۱.
[۳]. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوى جزائرى، طیب، ج ۲، ص ۱۳۷، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق؛ طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۳۴، دار المعرفة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۴]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۳۵ – ۳۶.
[۵]. قصص، ۲۲.
[۶]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ‌ ج ۵، ص ۳۸۵، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق؛ ابن نما حلی، نجم الدین جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، ص ۳۹، مدرسة الإمام المهدی(عج)، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۶ق.
[۷]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۷۰ – ۷۶.
[۸]. جزرى، عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۵۰، دار الصادر، بیروت، ۱۳۸۵ق.
[۹]. احزاب، ۲۳.
[۱۰]. «ثعلبیه»؛ نام یکى از منزلگاه‌هاى نزدیک کوفه است که امام حسین(ع) در مسیر خود از آنجا گذشت. این مکان، به نام ثعلبه، مردى از بنى اسد است که در آنجا فرود آمده و ساکن شده و چشمه‌اى حفر کرده بود (یاقوت حموی، شهاب الدین ابو عبد الله، معجم البلدان، ج ۲، ص ۷۸ – ۷۹، دار صادر، بیروت، چاپ دوم، ۱۹۹۵م)؛ در این محلّ که قناتى داشته، امام حسین(ع) بار افکند و یک شب آنجا ماند.
[۱۱]. بقره، ۱۵۶.
[۱۲]. الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۷۴.
[۱۳]. مقرّم، عبد الرزاق، مقتل الحسین(ع)، ص ۱۹۴، مؤسسة الخرسان للمطبوعات، بیروت، ۱۴۲۶ق؛ شیخ صدوق، الأمالی، ص ۱۵۴ – ۱۵۵، کتابچى، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش.
[۱۴]. کهف، ۵۱.

منبع: اسلام کوئست

اثبات عدم مشروعیت حکمت یزید ابن معاویه با قرآن

در شب یک‌شنبه بیست و هشتم ماه رجب، هنگام خروج از مدینه و رهسپار شدن به سوى مکّه که فرزندان، برادرزادگان و برادرانش نیز با بیشتر خاندانش همراه او بودند جز برادرش محمّد ابن حنفیّه؛ این آیه شریفه را قرائت فرمود:[۱] «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی‌ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»؛ [۲] موسى ترسان و نگران از آن‌جا بیرون رفت [در حالى که] می‌گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستم‌کاران نجات بخش». طبق این آیه؛ حضرت موسی(ع) برای رهایی از شرّ فرعونیان از مصر به سوی مدین خارج شد. [۳] امام حسین(ع) با خواندن این آیه حال خروج خود را از شهر مدینه به حال خروج حضرت موسی(ع) از مصر تشبیه کرده که آن‌حضرت از ترس فرعون مصر ناچار به ترک شهر و دیار و فرار از شهر گردید، و امام حسین(ع) نیز به خاطر فرعون زمان خود مجبور به ترک دیار و خانه و کاشانه خود شد.

تحلیل: با توجه به آیه قرآن تلاوت شده توسط امام حسین علیه اسلام و موجود، با این  نتیجه می رسیم که یزید، فرعون زمان خودش بوده و علاوه بر نامشرویت حکومت یزید لزوم قیام امام حسین علیه السلام نیز اثبات می شود.

[۱]. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ۲، ص ۳۵، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج ۱، ص ۴۳۵، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
[۲]. قصص، ۲۱.
[۳]. قمى، على بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوى جزائرى، طیب، ج ۲، ص ۱۳۷، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق؛ طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن، ج ۲۰، ص ۳۴، دار المعرفة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

دو معجزه کنار هم

وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لَا تَخَافُ دَرَكًا وَلَا تَخْشَىٰ آیه 77 سوره طه

و همانا به موسی وحی کردیم که بندگان (مؤمن) مرا شبانه (از شهر مصر) بیرون برو (به اعجاز و لطف ما) راهی خشک از میان دریا بر آنها پدید آور که نه از تعقیب و رسیدن فرعونیان ترسناک باشی و نه (از غرق شدن) اندیشه داری.

 آیه فوق اشاره به معجزه شکافت شدن دریا توسط حضرت موسی علیه السلام است. نکته که ممکن است از دید پنهان شده باشد این است که بعد از کنار رفتن آب دریا، زمین یا به عبارتی دیگر کف دریا باید گِلی و عبور از آن سخت باشد و امکان دارد آن جمعیت عظیم در آن گیر کنند این جاست که خداوند معجزه دوم را که همان خشک بودن مسیر است را با کلمه یَبَسا یادآوری می کند.

تواضع

حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) در معرفی برادر خود میفرماید: 

وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي ۖ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ (آیه 34 سوره قصص)

و (با این حال اگر از رسالت ناگزیرم) برادرم هارون را نیز که ناطقه‌اش فصیح‌تر از من است با من یار و شریک درکار رسالت فرما تا مرا تصدیق و ترویج کند که می‌ترسم این فرعونیان سخت تکذیب رسالتم کنند.

نتیجه:

 اعتراف، دیدن  و استفاده از توانایی های افراد زیر دست کاری شایسته است همان گونه که پیامبران الهی این کار را انجام داده و خداوند آن را در قرآن آورده است.

 

قرآن معجزه است

عصای حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) از طریق اعجاز تبدیل به مار بزرگی شد و سحر ساحران را بلعید. پس ما هم با تلاوت قرآن که معجره زنده و جاوید پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است می توانیم سحر ساحران را نابود کنیم.

روش کنترل هوی نفس

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ (آیه 40 سوره نازعات)

ترجمه: و هر کس از حضور در پیشگاه عزّ ربوبیت بترسید و از هوای نفس دوری جست.

هرگاه تصمصم گیریهای انسان رنگ و بوی عقلی بگیرد و  در هنگام غلیان شهوت و هوی نفس از دستورات عقلی پیروی کند به مرور زمان همه تصمیمات انسان از روی تعقل و تفکر خواهد شد و انسان به اصطلاح پخته می شودبهترین راه برای تمرین این حالت روزه است. چون در روزه عقل و فکر انسان دائما در حال کنترل هوی نفس برای جلوگیری از خوردن و آشامیدن است. 

آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردد

وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (آیه 27 سوره لقمان)

و اگر هر درخت روی زمین (در کف نویسندگان عالم) قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردد باز نگارش کلمات خدا (که موجودات بی‌نهایت کتاب آفرینش است) ناتمام بماند، که همانا خدا را اقتدار بی‌نهایت و حکمت بی‌پایان است.

چرا هفت دریا باید به کمک دریا بیایند؟

جواب ساده است چون در گذشته از دوات و قلم برای نوشتن استفاده می کردند و می دانیم مصرف دوات همیشه از قلم بیستر است. 

خداوند سریع الحساب است

پرسش : منظور از اینکه خداوند «سریع الحساب» است، چیست؟

 «سریع الحساب» بودن خداوند که در آیه202 سوره «بقره» به آن اشاره شده است، به معنى سرعت محاسبه اعمال بندگان است، چنان که مى فرماید: «وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ»؛ (خداوند سریع الحساب است).
سرعت حسابش در آنجا به قدرى است که در حدیث آمده است: «إِنَّهُ تَعالى یُحاسِبُ الْخَلائِقَ کُلَّهُمْ فِی مِقْدارِ لَمْحِ الْبَصَرِ»؛ (خداوند حساب همه بندگان را در یک چشم بر هم زدن مى رسد!). (1)

مثال: اگر بخواهیم مسافتی طی شده یک خودرو را بدست بیاوریم کافی یک نگاه به کیلومتر شمار خودرو بیندازیم تا از آن مطلع شویم. خداوند کافی است که اراده کند که به حساب بندگان رسیدگی کند، همین کافی است.

ضمنا سریع الحاسب بودن خدا نوعی رحمت اللهی است چون  اضطراب انتظار نتیجه نهایی از انسانها برداشته می شود.

پی نوشت: (1). «مجمع البيان»، جلد 2، صفحه 531، ذيل آيه 202 سوره بقره.
گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دار الکتب الإسلامیه با اندکی تغییر و اضافه

هدف از تبلیغ  شعائر اللهی چیست؟

چرا باید مراسم های مذهبی مثل غدیر، فدک، مباهله، عاشورا  را زنده نگه داریم؟

  • دستور پیامبر صلی علیه و آله در خدبه غدیر است.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (فی عَقِبی إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِهان حُجَّةً عَلی کُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یُولَدْ، فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ.

هان مردمان! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز به امانت می گذارم. و حال، مأموریت تبلیغی خود را انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده اند و بر تمامی مردمان باشد. پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند.

  • زمینه سازی ظهور حضرت مهدی علیه السلام است.

نتیجه نهایی تبلیغ و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام این است که در هنگام ظهور، مردم حضرت مهدی علیه السلام شناخته و ایشان را یاری خواهند کرد. تا ایشان مسیر حرکت بشریت را که از نقطه غدیرخم با غصب ولایت امیرالمونین علی علیه السلام به تاریکی ظلالت کشیده شد را به صراط مستقیم نور و هدایت باز گرداند.

 

 

 

تفسیر روایی آیه ۵۱ - سوره زمر

آیه ۵۱ - سوره زمر
آیه فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَيُصيبُهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزينَ [51]

سپس بدي‌هاى اعمالشان به آن‌ها رسيد؛ و ستمكاران اين گروه (بت‌پرستان اهل مكّه) نيز به‌زودى گرفتار بدي‌هاى اعمالى كه انجام داده‌اند خواهند شد، و هرگز نمى‌توانند از عذاب الهى بگريزند.

۱(زمر/ ۵۱)
الزّهراء (سلام الله علیها)- 
قَالَ سُوَیْدُ‌بْنُ‌غَفَلَهًْ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) الْمَرْضَهًَْ الَّتِی تُوُفِّیَتْ فِیهَا اجْتَمَعَ إِلَیْهَا نِسَاءُ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ یَعُدْنَهَا فَقُلْنَ لَهَا کَیْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِکِ یَا ابْنَهًَْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَحَمِدَتِ اللَّهَ وَ صَلَّتْ عَلَی أَبِیهَا (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَتْ
 أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَهًًْ لِدُنْیَاکُنَّ قَالِیَهًًْ لِرِجَالِکُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُم ... 
 مَا الَّذِی نَقَمُوا مِنْ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) نَقَمُوا مِنْهُ وَ اللَّهِ نَکِیرَ سَیْفِهِ وَ قِلَّهًَْ مُبَالَاتِهِ بِحَتْفِهِ وَ شِدَّهًَْ وَطْأَتِهِ وَ نَکَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ 
 وَ تَاللَّهِ لَوْ مَالُوا عَنِ الْمَحَجَّهًِْ اللَّائِحَهًِْ وَ زَالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهًِْ الْوَاضِحَهًِْ لَرَدَّهُمْ إِلَیْهَا وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْهَا وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لَا یَکْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یَکِلُّ سَائِرُهُ وَ لَا یُمَلُّ رَاکِبُهُ وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً صَافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَ لَا یَتَرَنَّقُ جَانِبَاهُ وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ لَمْ یَکُنْ یُحَلَّی مِنَ الْغِنَی بِطَائِلٍ وَ لَا یَحْظَی مِنَ الدُّنْیَا بِنَائِلٍ غَیْرَ رَیِّ النَّاهِلِ وَ شُبْعَهًِْ الْکَلِّ وَ لَبَانَ لَهُمُ الزَّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصَّادِقُ مِنَ الْکَاذِبِ
  وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزِینَ
  
 أَلَا هَلُمَّ فَاسْتَمِعْ وَ مَا عِشْتَ أَرَاکَ الدَّهْرَ عَجَباً وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ لَیْتَ شَعْرِی إِلَی أَیِّ سِنَادٍ اسْتَنَدُوا وَ عَلَی أَیِّ عِمَادٍ اعْتَمَدُوا وَ بِأَیَّهًِْ عُرْوَهًٍْ تَمَسَّکُوا وَ عَلَی أَیَّهًِْ ذُرِّیَّةٍ أَقْدَمُوا وَ احْتَنَکُوا.

حضرت زهراء (سلام الله علیها)- سویدبن‌غفله گوید: 
چون فاطمه (سلام الله علیها) بیمار شد به آن بیماری که موجب رحلت آن حضرت گردید به هنگام شدّت‌یافتن بیماریش گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادتش جمع شدند و بر آن حضرت سلام کرده گفتند: 
«ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! وضع بیماریت چگونه است و با آن چه می‌کنی»؟ 
آن حضرت ستایش خداوند سبحان کرده بر پدرش درود فرستاد، و سپس گفت:
 «حالم به‌گونه‌ای است که از دنیای شما بسی بیزار و مردانتان را دشمن می‌دارم! 
 حال و قالشان را آزمودم و از آنچه کردند، بسی ناخشنودم و آنان را به کناری نهادم ...
  چه چیزی سبب گردید تا از علی (علیه السلام) عیبجویی کنند؟ عیب او گفتند؛ زیرا شمشیرش، خویش و بیگانه، شجاع و ترسو نمی‌شناخت. دریافتند که او به مرگ توجّهی ندارد. دیدند که او چگونه بر آن‌ها می‌تازد و آنان را به وادی فنا می‌افکند. و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران باقی می‌گذارد. 
  به کتاب خدا مسلّط و دانا، و خشم او در راه خوشنودی خداوند بود. به خداوند سوگند اگر از طریق آشکار و نمایان حق منحرف شده از قبول دلایل و حجّت‌های روشن و مبیّن، امتناع می‌نمودند، آنان را به راه مستقیم، هادی و رهنمون می‌شد و از انحراف و اعوجاج آنان جلوگیری می‌نمود. 
  به خداوند سوگند، اگر مردانتان در خارج‌نشدن زمام امور، از دستان علی (علیه السلام) پای می‌فشردند و تدبیر کار را آنچنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بدو سپرده بود، تحویل او می‌دادند علی (علیه السلام) آن را به سهولت راه می‌برد و این شتر را به سلامت به مقصد می‌رساند، آن‌گونه که حرکت این شتر رنج‌آور نمی‌شد. علی (علیه السلام) آنان را به آبشخوری صاف و مملو و وسیع هدایت می‌کرد که آب از اطرافش سرازیر می‌شد و هرگز رنگ کدورت به خود نمی‌گرفت. او آنان را از این آبشخور سیراب به در می‌آورد. 
  علی (علیه السلام) خیر و نیکی را در نهان و آشکار برای آنان خوش می‌دارد. او اگر بر مسند می‌نشست هرگز بهره‌ای فراوان از بیت المال را به خود اختصاص نمی‌داد و از فزونی و ثروت دنیا جز به مقدار نیاز برداشت نمی‌کرد، به مقدار آبی که تشنگی را فرو نشاند و خوراکی که گرسنگی را برطرف نماید.
   [در آن هنگام] مرد پارسا، از تشنه حطام دنیا باز شناخته می‌شد و راستگو از دروغگو متمایز می‌گشت، دراین‌صورت ابواب برکات آسمانی و زمین بر آنان گشوده می‌شد. و خداوند به‌زودی آنان را به سبب اعمال و کردارشان مؤاخذه خواهد کرد.
    و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم ولی [آن‌ها حق را] تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.
     (اعراف/۹۶). وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزِینَ بیایید! و بشنوید! روزگار چه طرفه معجونی در نهان دارد و اگر [از چیزی] تعجّب می‌کنی، عجیب گفتار آن‌هاست. (رعد/۵). چه بازیچه‌ها یکی از پس دیگری آشکار می‌سازد. ای کاش می‌دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده‌اند؟ و کدامین ستون را پشتیبان گرفته‌اند؟ و به کدامین ریسمان تمسّک جسته‌اند؟ و بر چه خاندانی پیشقدم شده، استیلا جسته‌اند؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۸ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۹

تبلیغ و مبلّغ در سیمای روایات

تبلیغ و مبلّغ در سیمای روایات

الامامُ الرِّضا علیه السلام :
 «رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،»
 [قال الرّاوی:] فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا.»(1)

خداوند، رحمت کند آن بنده ای را که امر ما را زنده کند!». گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: «علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردمْ زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند.

نکته ها و پیام های حدیث:
1 ـ امام علیه السلام برای کسانی که احیای امر اهل بیت کنند دعا فرموده است.

2 - رحمت خداوند شامل شخصی می شود که امر معصومین علیهم السلام را تبلیغ و زنده کند؛ (رحم الله عبدا احیا امرنا.)

3 ـ فراگیری معارف اهل بیت و تبلیغ آن احیای امر ائمه معصومین علیهم السلام است؛ (یتعَلّم عُلومَنا و یعلمَها... .)

4 ـ بهترین راه تسخیر قلوب مردم و کشاندن آن هابه سوی اهل بیت علیهم السلام ـ اعم از مسلمان و غیرمسلمان ـ تبلیغ و گسترش سخنان گهربار معصومین علیهم السلام است؛ (لو عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا.)

5 ـ علوم اهل بیت علیهم السلام چون به مبدأ وحی مرتبط است، زمینه ی پذیرش آن در هر انسانی که از فطرت الهی منحرف نشده باشد، وجود دارد؛ لاَتَّبَعُونا.

6 ـ واقعیت موجود؛ یعنی، عدم پذیرش اسلام و مرام و مسلک اهل بیت علیهم السلام از سوی اکثر مردم دنیا، نشانگر نقص در تبلیغ آئین اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام از سوی مبلّغان اسلامی است ـ البته ناگفته نماند که بخش بزرگی از این نقیصه، ناشی از موانع متعددی است که دشمنان بر سر راه تبلیغ و گسترش دین مبین اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام ایجاد کرده اند.

پی نوشت ها:
1 ـ میزان الحکمة، ج 8، ح 13797

فضائل امیر المونین علی ابن ابی طالب علیه السلام

🌿پيامبر صلى ا‏لله‏ عليه ‏و ‏آله :

بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَيتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطيتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَينِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَينَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَيهِ ريحَ الْجَنَّةِ؛

🌱به وسيله من هشدار داده شديد 
🌱و به وسيله على عليه ‏السلام هدايت مى ‏يابيد 
🌱و به وسيله حسن احسان مى‏ شويد 
🌱و به وسيله حسين خوشبخت مى ‏گرديد 
🔥و بدون او بدبخت
🌱بدانيد كه حسين درى از درهاى بهشت است، 
🔥هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى ‏كند.

*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص)*
*[7/19, 09:14] علی حمیدی: البرهان في تفسیرالقرآن ،ج۳ص۲۳۲لَدَدْنَا النبی(ص) فی مَرَضِهِ فقال: لَا تُلِدُّونِی. فَقُلْنَا: کَرَاهِیَةُ الْمَرِیضِ لِلدَّوَاءِ

ادّعای شهادت پیامبر اسلام(ص)

شهادت پیامبر اسلام(ص) توسط عایشه بنت ابی بکر؟!
پرسش : آیا ادّعای شهادت پیامبر اسلام(ص) توسط عایشه بنت ابی بکر صحّت دارد؟
پاسخ اجمالی:
«شهادت» پیامبر(ص) «قطعی» نیست و بسیاری ازمورخین، از واژه «رحلت» استفاده می کنند. شهادت پیامبر(ص) توسط «عایشه» با «دلیل معتبر» ثابت نشده است. برخی طبق روایتی که می گوید «عایشه به پیامبر دارو خوراند»، بحث مسموم کردن پیامبر را مطرح کرده اند؛ امّا از آن چنین برداشتی نمی شود. طبق «برخی نقلها» پیامبر(ص) در جنگ خیبر مسموم شدند که بدن مبارکشان در اثر ضعف ناشی از آن نتوانستند در بیماری آخر عمرشان مقاومت کند.

پاسخ تفصیلی:
عدّه ای ادعا می کنند که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نیز به «شهادت» رسیده و این شهادت را به «عایشه» بنت ابی بکر منتسب می کنند.

سؤال اینجاست که آیا برای این ادعا سند معتبری وجود دارد؟ طرح چنین مسائلی چه ثمره ای خواهد داشت و چه تاثیری در روابط بین مسلمانان خواهد گذاشت؟!

در پاسخ به این سؤال لازم به ذکر است که شهادت پیامبر(صلی الله علیه وآله) قطعی نیست و بسیاری ازمورخین، از واژه «رحلت» استفاده می کنند. شهادت پیامبر(ص) توسط عایشه با «دلیل معتبر» ثابت نشده است و عقل و درایت ایجاب می کند که در این عصر و زمان به دنبال این مسائل نرویم.

کسانی که چنین مسأله ای را مطرح کرده اند، به این نکته استدلال کرده اند که طبق «برخی نقلها» پیامبر(صلی الله علیه وآله) مسموم شده اند و همین سمّ در بدن آن حضرت اثر کرده و او را به شهادت رسانده است.

حاکم نیشابوری عالم معروف اهل سنت در کتاب معتبر المستدرک علی الصحیحین از شعبی نقل می کند: «وَالله لَقَد سُمَّ رَسُولُ اللهِ...»(1)؛ (به خدا قسم پیامبر(ص) مسموم شدند).

حزن آل محمد

حدیث امام باقر راجع به حزن آل محمد

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع
 مَا مِنْ عِیدٍ لِلْمُسْلِمِینَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ یُجَدَّدُ فِیهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ 
قِیلَ وَ لِمَ ذَلِکَ
 قَالَ لِأَنَّهُمْ یَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِی یَدِ غَیْرِهِمْ

امام باقر ع فرمود : 
هیچ عید قربان و فطری نیست مگر این که در آن حزن و اندوه آل محمد ع تازه و نو می شود . سوال شد : چرا ؟ 
حضرت فرمود : زیرا آنها حق خود را در دست دیگران می بینند .

من لایحضره الفقیه  ج ۱  ص  ۵۱۱   باب صلاة العیدین
۲. حدیث فوق مطابق با اصول و مبانی اعتقادی ما است و قابل تایید و قبول است .
۳. در روایا ت متعددی اهل بیت ع ناراحتی و اندوه خود را از غصب حق خود و محروم شدن از این حق الهی ابراز کرده اند . این اندوه و تاسف به دلیل دلبستگی آنها به مقام و منصب نبوده بلکه به این دلیل است که این غصب و ظلم منشا گمراهی و ضلالت بشر و محروم ماندن انها از هدایت ها و راهنمایی ها و انوار اهل بیت ع گردید و موجب شد نااهلان و بی لیاقتان و هوا پرستان مقام و منزلتی را که متعلق به انها و منصب الهی انها بود عصب نمایند و زمینه ساز انحراف و ضلالت انسان ها را فراهم اورند .
۴. در واقع تاسف و اندوه اهل بیت ع بر گمراهی و ضلالت و انحراف بشر از مسیر هدایت و نور به دلیل غصب مقام و منصب الهی انها توسط نا اهلان و ظالمان بوده است

فدایی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم

فدایی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم
✳️ «ابو هلال عسكری» ادیب برجسته‎ی قرن چهارم هجری چنین نقل می‌کند: *اولین کسی که به*
🔸 رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم عرض کرد: «جُعِلتُ فِداكَ یَا رَسولَ الله»  امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود. 

📚  الأوائل، صفحه ٤٣٨ 
(وقالوا: أول من قالها على رضي الله عنه لما دعا عمرو ابن عبدود العامرى الى البراز يوم الخندق فلم يجبه أحد
فقال على رضى الله عنه جعلت فداك يا رسول الله! أتأذن لى؟ 
قال: إنّه عمرو بن ودّ
 فقال: وأنا على ابن أبى طالب، 
 فخرج اليه فقتله.

*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص)ویس*

مسله 1106-رساله توضیح المسائل ایت الله سیستانی مدظه 

مسله 1106-رساله توضیح المسائل ایت الله سیستانی مدظه 
 در قنوت هر ذكرى بگويد ، اگر چه يك « سبحان اللّه » باشد، كافى است و بهتر است بگويد : « لااِلهَ اِلاَّ اللّه الْحَلِيمُ الْكَريم لااِلهُ الاّ اللّه الْعَلِيُّ الْعَظِيم سُبْحانَ اللّه رَبِّ السَّمواتِ السَّبْع وَ رَبِّ الاْءَرَضِينَ السَّبْع وَ ما فيهِنَّ وَ ما بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيم وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِين 

 اهمیت نشر فضائل حضرت‌علی‌علیه‌السلام

 اهمیت نشر فضائل حضرت‌علی‌علیه‌السلام

💠 پیامبر صلی الله علیه وآله:

✨مَنْ كَتَبَ فَضِيلَةً مِنْ فَضَائِلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِكَةُ تَسْتَغْفِرُ لَهُ مَا بَقِيَ لِتِلْكَ الْكِتَابَةِ رَسْمٌ وَ مَنِ اسْتَمَعَ إِلَى فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِي اكْتَسَبَهَا بِالاسْتِمَاعِ وَ مَنْ نَظَرَ إِلَى كِتَابَةٍ فِي فَضَائِلِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ الذُّنُوبَ الَّتِي اكْتَسَبَهَا بِالنَّظَرِ✨

 هرکس یکی از فضائل علی بن ابیطالب علیه السلام را بنویسد، مادامی که اثری از آن نوشته باقی باشد فرشته‌ها برایش استغفار می‌کنند.
و هرکس یکی از فضائل او را بشنود خدا گناهان گوش او را می‌آمرزد.
و هرکس به نوشته‌ای درباره فضائل او نگاه کند خدا گناهان چشمش را می‌آمرزد.

📚الامالی شیخ صدوق، ص۱۳۸

*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص)

در زبان عربی، ۱۲ لایه دوستی تعریف می‌شود

☀ *اللهم صل على محمد وآل محمد الطيبين الطاهرين*
 
در خصوص کسانی که گفتند ولی یعنی دوست.
 
در زبان عربی، ۱۲ لایه دوستی تعریف می‌شود

۱-  زمیل: 
کسی که با او سلام علیک می‌کنیم . همکار
۲-  جلیس:
کسی که از نشستن کنارش برای مدت محدودی لذت می‌بریم.
۳-  سمیر: 
مکالمات خوبی با او دارید.
‏۴-  ندیم:
 کسی که هم‌کاسه‌تان هست (چایی البته) و وقتی آزادی با او تماس می‌گیرید.
۵-  صاحب:
 کسی که نگران سلامت شماست.
۶-  رفیق: 
کسی که می‌توانید به او تکیه کنید.
۷- صدیق: 
دوست واقعی، کسی که رابطه‌اش با شما را به بهانه‌های شخصی از دست نمی‌دهد.
۸-  خلیل: 
کسی که صِرف حضورش حالتان را خوب می‌کند.
‏۹-  انیس: 
کسی که واقعا" با او راحتید و با خلقیات یکدیگر آشنایید.
۱۰-  ناجی: 
محرم، کسی که کاملا" به او اعتماد دارید.
۱۱- صفیه: 
بهترین دوست تان، که احتمالا" او را به بقیه ترجیح دادید.
۱۲-  قرین: 
جدا ناپذیرید، فکر همدیگر را می‌شناسید و می‌دانید رفتارش چطور است.

همنشینی، تکلم و شنیدن هر چیز مجاز نیست!

🌴 *بسم اللّٰه الرحمن الرحيم*

🔹 *عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني قال : حدثني علي بن جعفر*

🔸 *عن أخيه الإمام موسى بن جعفر الكاظم عليه السلام ، عن أبيه عليه السلام قال : قال علي بن الحسين عليه السلام

*(( ليس لك أن تقعد مع من شئت ، لأن الله تبارك و تعالى يقول : { إذا رأيت الذين يخوضون في آياتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره وإما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين } ))*

*(( و ليس لك أن تتكلم بما شئت ، لأن الله تعالى قال :*
**{ ولا تقف ما ليس لك به علم } ))*

*(( ولأن رسول الله صلى الله عليه و آله قال  : رحم الله عبداً قال خيراً فغنم أو صمت فسلم ))*

*(( و ليس لك أن تسمع ما شئت ، لأنَّ اللَّه تعالى يقول : { إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤولاً } ))*

🔹 *المصدر :-*
*مسائل علي بن جعفر - صفحة 343 / حديث 847 / طبع مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث - قم المشرفة*

تسبیحات امیرالمؤمنین  علی ابن ابی طالب سلام الله علیه


🍁‍ تسبیحات امیرالمؤمنین سلام الله علیه🍁‍

آيا مي دانيد كه تسبيحاتي داريم به نام تسبيحات اميرالمؤمنين عليه السلام كه داراي فضيلت بسيار زياديه؟
👌و در عين حال خيلي راحته!!
.
✅‍ كيفيت اين تسبيحات:
١٠ بار سبحان الله
١٠ بار الحمدلله
١٠ بار الله اكبر
١٠ بار لا اله الا الله 
🌻‍ بعـد از هـــر نمــاز ‍🌻‍

✨فضيلت اين تسبيحات:
اميرالمؤمنين عليه السلام به براء بن عازب فرمودند؛:
آيا كاري به تو ياد دهم كه چون آن را انجام دهي، از اولياي خدا خواهي بود؟؟
فرمود بله. حضرت تسبيحات فوق را به او آموزش داداند و سپس فرمودند:
هر كس اين تسبيحات را بعد از هر نماز بخواند، 

خدا هزار بلاي دنيوي را از او دور مي كند، كه آسان ترين آن بازگشت از دين است و
 در آخرت براي او هزار منزلگاه آماده مي كند كه يكي از آن منزلت ها مجاورت رسول خدا صلي الله عليه و آله است.
.
📚مستدرك الوسائل، ج٥، ص ٨٢
و بحار الانوار، چ بيروت، ج ٨٣،

فضائل امیر المونین علی ابن ابی طالب علیه السلام

**عیدالله الاکبر؛ بزرگترین عید خدا*".

 
امام رضا (علیه‌السّلام) می‌فرماید:
 "و هو عیدالله الاکبر؛ 
 عید غدیر، برترین عید خداوند است". 

 امام صادق (علیه‌السّلام) می‌فرماید:

"هو عید اللّه الاکبر، و ما بعث اللّه عزّ و جلّ نبیّا الّا و تعیّد فی هذا الیوم، و عرف حرمته؛
و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود، 
و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود.


📚 الغدیر، ج۱، ص۲۸۶.
🌿 #مرز_ایمان_و_کفر

فضائل امیر المونین علی ابن ابی طالب علیه السلام

امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند :

به خدا قسم اگر مردم فضیلت واقعى « روز غدیر » را مى شناختند ، فرشتگان روزى ده بار با آنان مصافحه مى کردند و بخشش هاى خدا به کسى که آن روز را شناخته ، قابل شمارش نیست .

والله لو عرف الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائکة فى کل یوم عشر مرات ... و  اعطى الله لمن عرفه ما لایحصى بعدد


📚مصباح المتهجد , صفحه 738

*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص)*

فضائل امیر المونین علی ابن ابی طالب علیه السلام

*┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈

💢 اگر از غُلُو نمى‌هراسيدم

✳️ عظمتِ حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به گونه‌ای است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: 

🔸 علی جان! اگر این خطر نبود که امّت به اشتباه به همان سمتی بروند که برخی از مسیحیان رفتند، و درباره‌ی او غلوّ کردند و گفتند او پسرِ خدای متعال است، من چیزی می‌گفتم که خاک کف پای تو را توتیای چشم کنند و تبرّک بجویند.[1]

📜 1 - الخصال، صفحه ٥٧٥ 
(لَولا أن يَقولَ فيكَ الغالونَ مِن اُمَّتي ما قالَتِ النَّصارى في عيسَى بنِ مَريَمَ ، لَقُلتُ فيكَ قَولاً لا تَمُرُّ بِمَلَأٍ مِنَ النّاسِ إلّا أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ يَستَشفونَ بِهِ

*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص)ویس*
 

فضائل امیر المونین علی ابن ابی طالب علیه السلام

 

👈🏼صفوری شافعی در کتاب نزهة المجالس می‌نویسد:
عن النبي صلى الله عليه وسلم:
 من أحبّ عليّاً بقلبه فله ثواب ثلث هذه الأمة.
ومن أحبه بقلبه ولسانه فله ثواب ثلثي هذه الأمة.
ومن أحبه بقلبه ولسانه ويده فله ثواب هذه الأمة.

ألا وأنّ جبريل عليه‌السلام أخبرني أنّ السعيد كلّ السعد من أحبّ عليّاً في حياته و بعد مماته.
ألا وأنّ الشقيّ كلّ الشقيّ من أبغض عليّاً في حياته وبعد مماته.

📝 از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده:
هرکس علی را باقلب دوست داشته باشد، برای اوست پاداش یک‌سوم ثواب این امت.
هرکس علی را باقلب وزبان دوست داشته باشد، برای اوست پاداش دوسوم ثواب این امت.
وهرکس علی را باقلب وزبان ودست دوست داشته باشد، ثواب عبادت تمامِ این امت است.

آگاه باشید! که جبرئیل عليه‌السلام بمن خبرداد که سعادتمند واقعی کسی‌است‌که علی علیه‌السلام را در دوران حیات ومرگش دوست داشته باشد
وبدبخت واقعی کسی‌است‌که علی را در دوران حیات ومرگش دشمن بدارد.

📚نزهة المجالس ومنتخب النفائس، ج۲، ص۱۶۱
*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص) ویس*

روز غدیر؛ روز لبخند!

🌹 روز غدیر؛ روز لبخند! 🌹

امام رضا -علیه السلام- فرمودند:
«عید غدیر، روز لبخند زدن به چهره‌ی مومنان است. پس هر کس به صورت مومنی لبخند بزند، خداوند روز قیامت با نگاه رحمتش به او می‌نگرد و هزار خواسته‌ی او را اجابت می‌کند»

🔻 لبخند بزنید تا بیشتر زنده بمانید! 🔻

امام باقر -علیه السلام- فرمودند:
«نیکوکاری و صدقه عمر را طولانی می‌کنند»

پیامبر -صلی الله علیه و آله- فرمودند:
«لبخند زدنِ تو به صورت دوستت، صدقه است!»

(: پس لبخند بزنید! در غدیر بیشتر...! :)

📚 منابع:
۱- اقبال الاعمال، جلد ۱، صفحه ۴۶۴
۲- ثواب الاعمال، صفحه ۱۴۱
۳- نهج الفصاحه، حدیث ۱۱۱۹
*واحد فرهنگی پایگاه مقاومت بسیج حضرت رسول (ص)ویس*