چکیده قیام امام الحسین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده قیام امام الحسین علیه السلام از مدینه تا مدینه

بعد از مرگ معاویه، ضحاک ابن قیس به یزید که در حوارن بود نامه نوشته او را مطلع می سازد. یزید پس از سه روز وارد دمشق شده و ولید ابن عتبه را به جای مروان ابن حکم والی مدینه کرده و از او می خواهد از امام بیعت بگیرد. امام به همراه سی نفر در مجلس ولید حاضر شده و از بیعت با یزید امتناع کرده به همراه اصحاب و اهل بیتش به مکه می رود....

ادامه نوشته

تسبیح موجودات جهان

آیه 44 سوره اسراء

تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ ۚ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ۗ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا

هفت آسمان و زمین و هر که در آنهاست همه به ستایش و تنزیه خدا مشغولند و موجودی نیست در عالم جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست و لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمی‌کنید. همانا او بسیار بردبار و آمرزنده است.

آیه 83 سوره آل عمران

أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ

آیا کافران، دینی غیر دین خدا را می‌طلبند؟ و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است خواه ناخواه مطیع امر خداست و همه به سوی او رجوع خواهند کرد.

در اینجا قرآن مجید «اسلام» را به معنی وسیعی تفسیر کرده و می‌گوید: تمام کسانی که در آسمان و زمینند و تمام موجوداتی که در آنها وجود دارند مسلمانند.

یعنی در برابر فرمان او تسلیمند زیرا، روح اسلام همان تسلیم در برابر حق است منتهی گروهی از روی اختیار (طوعا) در برابر «قوانین تشریعی» او تسلیمند و گروهی بی‌اختیار (کرها) در برابر «قوانین تکوینی» او.

نتیجه این که هر موجودی که در حال انجام وظیفه خود باشد، مسلمان و تسلیم امر خداست و کار آن تسبیح است.

شبه مصادره کاروان یمن توسط امام حسین علیه السلام در منزلگاه تنعم

بعد حضرت امام حسین(علیه السّلام) حركت كردند تا به تنعيم رسيدند و با كاروانى كه بحير بن ريسان حميرى براى يزيد بن معاويه فرستاده بود برخورد كرد [بحير] فرماندار يزيد در يمن بود و آن كاروان حامل ورس (8) و بردها و حوله ‌هاى يمنى بود كه براى يزيد برده مى ‌شد.حضرت امام حسین(علیه السّلام) آنها را ضبط‍‌ كرده به شتربانان فرمود: مجبورتان نمى‌ كنم، هر كس مى ‌خواهد با ما به عراق بيايد كرايه ‌اش را كامل مى ‌دهيم و به نيكى با او مصاحبت خواهيم كرد، هر كس هم دوست دارد از اينجا از ما جدا شود كرايه‌ اش را به اندازۀ راهى كه طى كرده به او مى ‌دهيم.سپس حساب هر كس را كه از او جدا شد پرداخت كردند مزدش را به طور كامل دادند و به كسانی كه با او آمده بودند كرايه و جامه ‌اى عطا نمودند.(9)

 

ادامه نوشته

چرا زمان ظهور امام زمان علیه السلام معلوم نیست؟

چرا زمان ظهور امام زمان علیه السلام معلوم نیست؟ جواب این سوال خیلی ساده است. چون معلوم نیست چه زمانی مردم آمادگی لازم برای پذیرش حضور امام را در خود ایجاد خواهند کرد، بنابراین معلوم نیست چه زمانی ظهور محقق خواهد شد. خداوند 11 منجی فرستاد و مردم به علت عدم آمادگی لازم موجب شهادت آنها شدند. برای همین آخرین ذخیره اللهی تا زمانی که مردم آمادگی لازم برای پذیرش ظهور را از خود نشان ندهند ظهور ایشان به تعویق خواهد افتاد. آمادگی ظهور یعنی: پذیرش ولایت، حمایت و حفاظت از ایشان و به صورت آزمایشی نشان دادن این قابلیت ها در قالب ولایتمدار نسبت به رهبر جامعه می باشد.

ذکر نکته ای لازم است و آن این که زمان ظهور برای ما معلوم نیست وگر نه در علم خداوند مشخص  است.

اگر آمادگی لازم زودتر ایجاد شود ظهور هم زودتر واقع می شود. نمونه تاریخی ظهور منجی را می توان در قوم موسی علی نبینا و آله وعلیه السلام مشاهده کرد آنجا که برای ظهور منجی خود چهل صبح به درگاه الهى گریه و زارى و تضرع کردند و خداوند ظهور حضرت موسی را 170 سال جلوتر انداخت.

در تفسیر عیاشی نقل شده است :
 عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى إِبْرَاهِیمَ أَنَّهُ سَیُولَدُ لَکَ فَقَالَ لِسَارَةَ فَقَالَتْ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ «2» فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَیْهِ أَنَّهَا سَتَلِدُ وَ یُعَذَّبُ أَوْلَادُهَا أَرْبَعَمِائَةِ سَنَةٍ بِرَدِّهَا الْکَلَامَ عَلَیَّ قَالَ فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَکَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَکَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذْ لَمْ تَکُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَى مُنْتَهَاهُ. بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 52، ص: 132
عیاشى در تفسیر خود از فضل بن ابى قره روایت نموده که گفت: از حضرت صادق علیه السّلام شنیدم میفرمود: خداوند وحى فرستاد بحضرت ابراهیم که بزودى فرزندى براى تو متولد خواهد شد! ابراهیم هم بساره (همسرش) خبر داد: ساره گفت: من فرزند بیاورم در حالی که پیر زن هستم؟ خداوند وحى فرستاد بسوى ابراهیم که ساره بزودى فرزندى مى آورد و اولادش چهار صد سال گرفتار خواهند بود به جهت انکارش سخن مرا . آنگاه حضرت فرمود: چون گرفتارى بنى اسرائیل بطول انجامید چهل صبح رو بدرگاه الهى آورده بگریه و زارى پرداختند. خدا هم به موسى (و برادرش) هارون وحى فرستاد که (با امداد غیبى) آنها را از شر فرعون نجات دهد و صد و هفتاد سال از چهار صد سال گرفتارى آنها را برداشت. سپس امام ششم فرمود: همچنین شما هم اگر مثل بنى اسرائیل در درگاه خداوند بگریه و زارى بپردازید؛ خداوند فرج ما را نزدیک خواهد کرد. اما اگر چنین نباشید، این سختى تا پایان مدتش خواهد رسید.

برای همین است که امام زمان علیه السلام می فرمایند:

أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏

در تعجيل فرج زياد دعا كنيد كه تعجيل فرج، گشايش كار خود شما است.«بحارالأنوار ،ج53 ، ص180 ، باب 31»

شاید ما هم اگر چهل روز مانند قوم بنی اسرائیل به درگاه خدا از صمصیم قلب تضرع کنیم بتوانیم ظهور منجی خود را هر چه زودتر محقق کنیم.

 

 

 

مودت و رحمت اساس زندگی مشترک زناشویی

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (آیه 21 سوره روم)

ترجمه آیه: و باز یکی از آیات (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این امر نیز برای مردم بافکرت ادله‌ای (از علم و حکمت حق) آشکار است.

طبق آیه فوق خداوند بین زوجین مودت و رحمت قرار داده است که اساس زندگی است. اگز یک زندگی جدید بخواهد شکل بگیرد باید بر این اساس شکل گیرد. توضیح بیستر این که مودت در واقع محبت عملی است و خداوند روی آن تاکید دارد. حالا سوال اینجاست مودت چیست؟

 مودت یعنی دوستی کردن، یعنی این که زن و شوهر باید با هم دوستی کنند تا در اثر دوستی بین آنها رحمت ایجاد شود. با مثالی بحث را ادامه می دهیم فرض کنیم معلمی برای کلاس خود مبصر تعیین می کند. آیا معلم می تواند به دانش آموزان بگوید مبصر را دوست داشته باشید؟ خیر ! ولی می تواند از دانش آموزان بخواهد به مبصر احترام بگذارند، به حرف های او جهت منظم کردن کلاس گوش دهند. در واقع دانش آموزان باید با مبصر دوستی کنند حتی اگر او را دوست نداشته باشند. 

در ابتدای زندگی، زوجین از دو عالم متفاوت از یک زمان به بعد باید در کنار هم زندگی کنند. نمی توان انتظار داشت از همان ابتدا همدیگر را دوست داشته باشند. برای همین برای آشنایی بیشتر زمانی برای نامزدی در نظر می گیرند البته در بعضی موارد این مورد لحاظ نمی شود. پس تکلیف محبت چه می شود؟

اینجاست که آیه فوق جواب می دهد خداوند می فرماید بین زوجین مودت قرار دادم، که همان محبت عملی است و در اثر آن رحمت یا همان محبت قلبی ایجاد می شود. باید دقت شود که مودت قبل از رحمت و به عنوان مقدمه ی آن  آمده است.

مصداق مودت یا از دوستی کار برای همسر انجام دادن شامل هر کاری است که نیازهای همسر را تامین کند. مطمئنا هر انسان عاقلی از کسی که نیازهای او را تقریبا از هر جهت تامین کند به مرور زمان خوشش آمده و نسبت به او احساس عشق و علاقه پیدا می کند.

نتیجگیری بحث در ادامه نوشته

 

 

 

ادامه نوشته

اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة

 پیامبر اکرم(ص) فرمودند «اِنَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاة»

.امام حسین(ع) از ازل همان چراغ هدایتی است که مسیر هدایت به صراط‌ مستقیم را روشن کردند و بر اساس این حدیث هر کس در هر زمان و مکانی توفیق هدایت به سوی صراط مستقیم را یافت، مدیون امام حسین علیه‌السلام و وجه مصباح هدایتی حضرت است. چقدر زیباست که از این وجه به آیه «إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ» نگاه شود که در این صورت نماز خودمان را با امام حسین (علیه‌السلام) گره زده‎ایم، به این صورت که شرط هدایت به صراط‌المستقیم، بهره از وجه مصباح الهدایی امام حسین(ع) است.

خطبه بدون الف امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

حمدت و عظمت من عظمت منته و سبغت نعمته و سبقت رحمته غضبه و تمت کلمته و نفذت مشیئته و بلغت قضیته، حمدته حمد مقر لربوبیته، متخضع لعبودیته، متنصل من خطیئته، معترف بتوحیده، مؤمل من ربه مغفرة تنجیه، یوم یشغل عن فصیلته و بنیه و نستعینه ون سترشده و نستهدیه و نؤمن به و نتوکل علیه و شهدت له تشهد مخلص موقن و فردته تفرید مؤمن متیقن و وحدته توحید عبد مذعن، لیس له شریک فى ملکه و لم یکن له ولى فى صنعه، جل عن مشیر و وزیر و عو ن و معین و نظیر، علم فستر و نظر فخبر و ملک فقهر وعصى فغفر و حکم فعدل، لم یزل و لن یزول لیس کمثله شى ء و هو قبل کل شى ء و بعد کل شى ء، رب متفرد بعزته متمکن بقوته متقدس بعلوه متکبر بسموه، لیس یدرکه بصر و لیس یحیطه به نظر، قوى منیع بصیر سمیع حلیم حکیم رؤوف رحیم، عجز عن وصفه من یصفه و ضل عن نعته من یعرفه، قرب فبعد و بعد فقرب یجیب دعوة من یدعوه وى رزقه و یحبوه، ذو لطف خفى و بطش قوى و رحمة موسعة و عقوبة موجعة، رحمته جنة عریضة مونقة و عقوبته جحیم ممدودة موبقة، وش هدت ببعثه محمد عبده و رسوله و صفیه و نبیه، و خلیله و حبیبه صلى الله علیه ربه صلوة ت حظیه و تزلفه و تعلیه و تقربه و تدنیه، بعثه فى خیر عصر و حین فترة و کفر و رحمة لعبیده و منة لمزیده، ختم به نبوته و وضح به حجته فوعظ و نصح و بلغ و کدح، رؤؤف رحیم ب کل مؤمن، رضى ولى زکى، علیه رحمة و تسلیم و برکة و تکریم من رب غفور رحیم قریب مجیب. وصیتکم جمیع من حضر بوصیة ربکم و ذکرتکم سنة نبیکم، فعلیکم برهبة تسکن قلوبکم و خشیة تذرى دموعکم و تقیةتنجیکم قبل یوم یذهلکم و یبلیکم، یوم یفوز فیه من ثقلت وزن حسنته و خف وزن سیئته، و لتکن مسئلتکم و ملقکم مسئلة ذل و خضوع و شکر وخشوع و توبة و نزوع و ندم و رجوع ولیغتنم کل مغتنم منکم صحته قبل سقمه و شبیبته قبل هرمه و کبره و فرصته و سعته و فرغته قبل شغله و غنیته قبل فقره و حضره قبل سفره، من قبل یهرم و یکبر ویمرض و یسقم و یمله طبیبه و یعرض عنه حبیبه و ینقطع عمره و یتغیر لونه و یقل عقله قبل قولهم: هو موعوک و جسمه منهوک، قبل جده فى نزع شدید و حضور کل قریب و بعید قبل شخوص بصره و طموح نظره و رشح جبینه و خطف عرنینه و سکون حنینه و حدیث نفسه و بکى عرسه و یتم منه ولده و تفرقت عنه عدوه و صدیقه و قسم جمعه وذهب بصره و سمعه و کفن و مدد و وجه و جدد و عرى و غسل و نشف و سجى و بسط له و هیى و نشر علیه کفنه و شد منه ذقنه و قمص وعمم و ودع و سلم و حمل فوق سریره و صلى علیه و نقل من دورمزخرفة و قصور مشیدة و حجر منجدة فجعل فى ضریح ملحودضیق، مرصود بلبن منضود، مسقف بجلمود و هیل علیه عفره و حثى علیه مدره و تحقق حذره و نسى خبره و رجع عنه ولیه و صفیه و ندیمه و نسیبه وتبدل به قریبه و حبیبه فهو حشو قبر و رهین قفر، یسعى فى جسمه دود قبره و یسیل صدیده على صدره و نحره، یسحق برمته لحمه و ینشف دمه و یرم عظمه حتى یوم حشره و نشره فینشر من قبره و ینفخ فى صدره و یدعى بحشره و نشوره، فثم بعثرت قبور و حصلت سریرة صدور و جیى ء بکل نبى و صدیق و شهید و نطیق و قعد للفصل رب قدیر، بعبده بصیر خبیر فکم من زفرة تعنیه و حسرة تقصیه فى موقف مهیل و مشهد جلیل بین یدى ملک عظیم، بکل صغیرة و کبیرة علیم، حینئذ یلجم عرقه و یحصره قلقه، عبرته غیر مرحومة و صرخته غیر مسموعة و حجته غیر مقبولة، تنشر صحیفته و تبین جریرته، حیث نظرفى سوء عمله و شهدت عینه بنظره و یده ببطشه و رجله بخطوه وفرجه بلمسه و جلده بمسه و تهدده منکر و نکیر و کشف عن حیث یصیر، فسلسل جیده و غلغل ملکة یده و سیق یسحب وحده، فوردج هنم بکرب و شدة و ظل یعذب فى جحیم و یسقى شربة من حمیم تشوى وجهه و تسلخ جلده و تضرب زبنیته بمقدم من حدید یعود جلده بعدن ضجه کجلد جدید، یستغیث فتعرض عنه خزنة جهنم و یستصرخ فلم یجب ندم حیث لم ینفعه ندمه، یعوذ برب قدیر من شر کل مصیر ونسئله عفو من رضى عنه و مغفرة من قبل منه، فهو ولى مسئلتى ومنجح ط لبتى فمن زحزح عن تعذیب ربه جعل فى جنته بقربه و خلد فى قصور مشیدة و ملک حور عین و حفدة و طیف علیه بکؤس و سکن ح ظیرة قدس فى فردوس و تقلب فى نعیم و یسقى من تسنیم وش رب من سل سبیل قد مزج بزنجبیل ختم بمسک، مستدیم للملک، مستشعرللسرور و یشرب من خمور فى روض مغدق لیس ینزف عقله، هذه منز لة من خشى ربه و حذر نفسه و تلک عقوبة من عصى منشئه وس ولت له نف سه معصیته فهو قول فصل و حکم عدل، قصص قص وو عظ نص، تنزیل من حکیم حمید نزل به روح قدس منیر مبین، من عند رب کریم على قلب نبى مهتد رشید و سید صلت علیه رسل سفرة، مکرمون بررة، عزت برب علیم حکیم قدیر رحیم، من شر عدو لعین رجیم، یتضرع متضرعکم و یبتهل مبتهلکم و نستغفر رب کل مربوب لى و لکم. ثم قرأ امیر المؤمنین الآیة الکریمة: «تلک الدار الاْخرة نجْعلها للذین لا یریدون علواً فى الأرض و لا فساداً و العاقبة للمتقین

خطبه بدون نقطه امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَأحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها. الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً. اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها. هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ادامه نوشته

حق تلاوت چیست؟

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ‌

الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُولٰئِکَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَکْفُرْ بِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ‌ (بقره_121)

حق تلاوت چیست؟

این تعبیر تعبیر پر معنائی است و خط روشنی برای ما در برابر قرآن مجید و کتب آسمانی مشخص می سازد، چرا که مردم در برابر این آیات  الهی چند گروهند:

  • گروهی تمام اصرارشان بر ادای الفاظ و حروف از مخارج آن است. آنها دائماً در فکر وقف و وصل و حروف یرملون و شدّ و مدّند و کمترین اهمیتی به محتوی و معنی، تا چه رسد به عمل کردن به آن، نمی دهند، به گفته قرآن اینها همانند حیوانی هستند که کتاب هائی بر او حمل شده باشد. ( کَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَاراً جمعه_5)
  • گروهی دیگر از الفاظ فراتر رفته و در معانی دقت می کنند و در ریزه کاری ها و نکات قرآن می اندیشند و از علوم آن آگاهند اما از عمل خبری نیست!
ادامه نوشته

حدیث منزلت علی علیه السلام

أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی.

تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود

حدیث منزلت روایتی که جایگاه امام علی(ع) را نسبت به پیامبر اکرم(ص)، همانند جایگاه هارون نسبت به حضرت موسی معرفی می‌کند. این حدیث از احادیث مشهور نبوی و مورد قبولِ عالمان شیعه و اهل سنت است. عالمان شیعه به این حدیث برای اثبات جانشینی حضرت علی(ع) پس از پیامبر و نیز برتری موقعیت ایشان بر دیگر اصحاب استدلال می‌کنند. از نظر عالمان شیعی این حدیث متواتر است.

این حدیث در مناسبت‌های مختلف از پیامبر (ص) شنیده شده که مهم‌ترین آن‌ها در جنگ تبوک است. مشهورترین نقل‌ این حدیث آن است که پیامبر اکرم (ص) خطاب به علی (ع) فرمود: «أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی؛ تو نسبت به من به‌منزله هارون نسبت به موسى هستی جز این‌که بعد از من پیامبری نخواهد بود.»

ادامه نوشته